على آقا نورى
118
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
گو اينكه صاحبان هريك از اين ديدگاهها براى خود شواهد و قراين تاريخى و احيانا روايى ارائه كردهاند ، امّا غالبا نگاه آنان ، به ويژه با توجه به اهميت و حساسيت موضوع ، خالى از پيشفرضها و انگيزههاى درونى نيست . به همين سبب ما در مواجهه با ديدگاهها چه در زمان پيدايش تشيع و چه در خاستگاه فرهنگى آن ، با فاصله بسيار و غيرقابل جمع روبرو خواهيم شد ، چرا كه براساس برخى از آنها تشيع برخاسته از متن فرهنگ اسلامى بوده و موضوعى جدا از اسلام نيست و براساس برخى ديگر زاييده تحولات سياسى و مذهبى جامعه اسلامى و بالطبع امرى عارضى است . نيز برمبناى برخى گزارشها و تحليلهاى جهتدار ، تفكر شيعى نه برخاسته از متن اسلام و يا فرهنگ مسلمين بلكه دست ساخته و چه بسا حاصل توطئه دشمنان اسلام بوده است . البته اين اختلاف و آفت دچار ديگر فرقههاى اسلامى نيز شده است . اما دربارهء شيعه از برجستگى ويژهاى برخوردار است . مجموعه سخنانى را كه در اينباره عرضه شده است ، مىتوان در سه ديدگاه كلى ارائه كرد . 1 - همزمانى پيدايش تشيع با اسلام و طراحى آن به دست پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله 2 - پيدايش تشيع به عنوان يكى از بازتابها و پيامدهاى حوادث و تحولات سياسى - مذهبى بعد از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله 3 - پيدايش تشيع به عنوان يكى از پيامدهاى فكرى روابط مسلمانان با غير مسلمانان و در نتيجه غيراسلامى بودن خاستگاه آن . اكنون به اختصار به بررسى اين اقوال مىپردازيم . « 1 »
--> ( 1 ) . شايسته است يادآورى كنيم كه مراد ما در اينجا ، بررسى تاريخى نقطههاى شروع تشيع ، آن هم به عنوان يك باور و جريان مذهبى و ديدگاهى كلى در عرض ديگر ديدگاهها است . بنابراين نبايد ظهور گونههاى خاصى از آن و يا حتى طرح اين واژه در محاورات صدر نخست و يا پيدايش مصطلح فرقهاى آن را با خاستگاه اوليه و بنمايههاى اصلى و عقيده مشترك و قوامبخش همه پيروان آن خلط كرد .